السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

25

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

و خداى تعالى فرمود : ( بدرستى كه خدا آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر همه جهانيان برگزيد [ 1 ] ) آنگاه مأمون به ايشان گفت : پس معناى قول خداوند عزّ و جلّ كه فرمود : ( زمانى كه به ايشان اولاد صالحى داديم در آنچه به آنها داديم ، براى او شركائى قرار دادند [ 2 ] ) چيست ؟ امام رضا ( ع ) فرمود : همانا حوّا براى آدم پانصد شكم اولاد به دنيا آورد و در هر شكم يك پسر و يك دختر بود و آدم و حوا با خدا عهد بستند و به درگاه او دعا كردند كه اگر فرزندان صالح و صحيح الخلقه به ايشان عطاء كند از دنيا و مادّيات برائت جويند و خداوند به ايشان دو صنف مذكّر و مؤنث فرزند قرار داد و آن دو گروه و دو صنف در نعماتى كه خدا به آنها عطا كرده بود شريك قرار دادند و مانند پدر و مادرشان شكر خدا را بجا نياوردند و خداوند برتر است از شركى كه آنها ورزيدند ، مأمون گفت : شهادت مىدهم كه تو حقيقتا پسر رسول خدا هستى ، پس مرا خبر ده از قول خداى عزّ و جل در بارهء ابراهيم ( آن زمان كه شب او را فرا گرفت ، ستاره‌اى را ديد و گفت : اين پروردگار من است [ 3 ] ) پس امام رضا ( ع ) فرمودند : ابراهيم در برابر سه گروه قرار داشت ، گروهى كه ستارهء زهره را مىپرستيدند ، گروهى كه ماه را عبادت مىكردند و گروهى كه خورشيد را پرستش مىنمودند و اين در زمانى بود كه از غارى كه مادرش او را در آنجا مخفى كرده بود بيرون آمد و وقتى كه شب فرا رسيد ، ستارهء پر نور زهره را ديد و بر سبيل كسب خبر و انكار گفت : اين پروردگار من است ، امّا وقتى ستاره افول كرد ، گفت : من غروب‌كنندگان را دوست نمىدارم ، چون افول از صفات حادث است و پروردگار قديم است امّا وقتى ماه تابان را ديد باز بر سبيل انكار و استخبار ( نه اخبار ) گفت : اين پروردگار من است ، امّا وقتى ماه هم غروب كرد ، گفت : اگر پروردگارم مرا هدايت نكند از گروه گمراهان خواهم بود ، سپس وقتى صبح شد و خورشيد را مشاهده كرد ، گفت : اين پروردگار من است كه از زهره و ماه بزرگتر است و باز هم در مقام خبر دادن و اقرار نبود بلكه در طلب كسب خبر و انكار بود ، امّا وقتى خورشيد غروب كرد به همه آن گروههاى

--> [ 1 ] سوره آل عمران ، آيه 33 . [ 2 ] سوره اعراف ، آيه 190 . [ 3 ] سوره انعام ، آيه 76 .